ٌمزرعه خرس !!!!
مطلب زیر توسط توریستی که چند سال قبل بطور اتفاقی گذرش به یکی از مزارع خرس افتاده در World Journal به چاپ رسیده و باعث اعتراض بسیار حامیان حیوانات و جوامع بین المللی گردید.

در طول یک سفر تجارتی به چین روزی اتفاقی گذرم به مزرعه Angel Bridge (پل فرشتگان) در دامنه منطقه ای کوهستانی افتاد.. و برای بازدید به مزرعه خرسی که درآن ناحیه بود رفتم. دور تا دور این مزرعه را جنگل احاطه کرده و منظره ای بسیار زیبا داشت... در وحله اول مثل یک بهشت دور افتاده بنظر میرسید. ناگهان چشمم به پانزده قفس افتاد که داخل هر کدام چندین خرس نگهداری میشد. یکی از نگهبانان توضیح داد که در این مزرعه هر روز شیره کیسه صفرای خرس ها خالی میشود که متقاضیان بسیاری دارد و کار بسیار پر درآمدیست !!!
وقتی وارد مزرعه شدم بنظرم رسید که خرس ها و نگهبان آنها با هم میانه خوبی دارند و همگی آرام بنظر میرسیدند.
درحال گشت و تماشای خرس ها بودم که ۴ انسان با هیکل بزرگ و ملبس به روپوش سفید وارد محوطه شدند و خرس ها با دیدن آنها با ترس و وحشت شروع کردند به فریاد زدن و تکان دادن محکم میله های قفس خود... انگار هیولائی را دیده باشند... نگهبان برایم توضیح داد که هر روز ساعت ۸ صبح کیسه صفرای خرس ها را خالی میکنند به همین دلیل از ساعت هفت و ۴۵ دقیقه صبح بی تابی خرس ها شروع میشود و اشتهای خود را برای خوردن به کل از دست میدهند و با نا امیدی شروع میکنند به فریاد زدن و کمک خواستن...

۴ انسان ملبس به روپوش سفید با چهره هائی بی احساس به سوی یکی از قفس ها رفته و خیلی سریع با میله ای باریک و بلند گردن یکی از خرس ها را گرفته و او را بیرون آوردند... چشمهای خرس از حدقه بیرون زده بود و دندانهایش را بهم فشار میداد و زوزه میکشید. نگهبان برایم توضیح داد خرس ها تا حد مرگ از این عمل وحشت دارند چون درد بسیار زیادی را باید هر روز تحمل کنند و به همین دلیل ناخود آگاه مدفوع میکنند. ۳ تا از مردهای سفید پوش دست و پاهای خرس را محکم گرفتند و او را روی زمین خواباندند.. برروی شکم خرس سوراخی بود که لوله ای فلزی از آنجا مستقیم داخل کیسه صفرای خرس تعبیه شده بود و روی آن با باندهای چسبی بسته شده بود. یکی از مردهای سفید پوش باندها را کنده و سرنگ بزرگی را به داخل لوله وارد کرد. وقتی صفرای سبز رنگ از بدن خرس خارج میشد.. خرس از شدت درد دهانش را کاملا باز کرده بود و جشمهایش از حدقه بیرون زده و کاملا قرمز شده بودو تمام بدنش بشدت میلرزید. این نوع شکنچه و عذاب بمدت ۳ ساعت برا ی تخلیه صفرای بقیه خرس ها ادامه داشت. نعره و فریاد خرس ها آنقدر شدید و بلند بود که در تمام منظقه کوهستانی و دره منعکس میشد. من خیلی ترسیده بودم و قلبم درد میکرد و سرم گیچ میرفت و به هیج وجه این وحشیگری برایم قابل درک نبود.
بعد از اتمام این شکنجه روزانه.. خرس ها به حالت خمیده ایستاده و با پنچه های خود شکمشان را فشار میدادند. بدنشان همچنان میلرزید و شفافیت اشک در چشمان معصومشان دیده میشد.
حدود ساعت ۱۰ صبح یکی از نگهبانان فریاد زد که در قفس شماره ۵ اتفاقی رخ داده است... من هم ناخود آگاه همانطور گیج و منگ بدنبال آنها براه افتادم. یک خرس قهوه ای معلوم نیست چگونه تمام روده و امعاء احشاء خود را با دست از داخل شکمش بیرون کشیده بود.. آنها را بطرف هوا نگهداشته و فریاد میزد... انگار بخاطر این بیرحمی جنون آمیز از دست آدمیزاد شکایت میکرد و اینگونه اعتراض خود را نشان میداد. تمام کف قفس پر از خون شده بود. تماشای این منظره خودکشی خرس زجر آوربود... هیچ وقت در طول زندگیم اینقدر از دیدن منظره ای شوکه نشده بودم... زنگ خطر بصدا در آمد و تعدادی نگهبان با یک تبر بزرگ و میله فلزی به قفس خرس نزدیک شدند... صاحب مزرعه از دفتر خود بیرون آمده و داد میزد... زود باشید عجله کنید پنجه های خرس را قطع کنید.. باید قبل از اینکه خرس بمیره پنچه ها را قطع کنیم وگرنه ارزشش را از دست میده و دیگه قابل فروش نیست!!!!
بعد آنچه دیدم بالا و پائین رفتن تبر و قطع ۴ پنچه دست و پای خرس بود. شاید بوی مرگ قفس شماره ۵ به مشام دیگر خرس ها رسیده بود که بطور ناگهانی حالت تهاجم به همگی دست داده و شروع کردند به نعره کشیدن. حرکات خرس ها غیر قابل کنترل بود و نگهبانان ترسیده بودند... دراینزمان بود که صاحب مزرعه فریاد زد... جلیقه های فلزی را بیاورید... خرس ها با دیدن جلیقه های فلزی آرام شدند. بنظر میرسید که تحمل دردناک این جلیقه ها را قبلا تجربه کرده اند که با دیدن آنها فوری ساکت شدند.
این روز فراموش نشدنی آنقدر در روحیه من اثر گذاشت که چهره های غمگین و بیگناه خرس ها روزها و شب های بسیاری فکر من را مشغول کرده بود صحنه هائی که تا دم مرگ از نظرم دور نخواهند ماند و تنها کاری که از من بر میاید منعکس کردن این واقعه و مطلع کردن جهانیان است. امیدوارم جامعه جهانی موفق به کمک کردن به این حیوانات بیگناه باشد.
گزارش فوق و چندین گزارش مشابه بعد از درج در جراید اعتراض جامعه جهانی را بدنبال داشت تا حدی که موفق شدند تا به امروز تعدادی از مزارع خرس را بسته و خرس ها را بعد از مداوا بجای دیگری برای نگهداری انتقال دهند.


به امید روزی که هر گونه عمل ظالمانه در حق دیگر مخلوقات خدا منسوخ شود...
ژاله فتوره چی